این همه فیلم میبینی و کتاب میخوانی از قصه های جنگهای صلیبی تا جهانی... گرسنگی بچه های سیاهپوست... اعتیاد تینجر های خیابانی... کشتن دلفین ها در خلیج های ژاپنی... قاچاق اسلحه در شکم آدم ها... تجاوز پدر به دخترش... خیانت زن شاه به شوهر و بچه هاش... خیانت مردک سیاستمدار به پسرش... خداحافظی آدمهایی که به وقتش نگفته اند عاشق هم اند... له شدن آدم های زنده زیر تانک ها... حمام های بخار و شکنجه... آرزوی اتانازی و خودکشی... جنگ برای سقط جنین... انفجار پیانو ها... هواپیما ها... عروسک ها توی دست بچه ها... فراموش شدن رهبر های راستین انقلاب... به دار زدن شاعران... دانشمندان... به گلوله بستن مردم توی خیابان...  و باز یک وقت های به نظرت میرسد هیچ زندگی ای وحشت انگیز تر از زندگی ای نیست که خودت کرده ای.

و این زمانی اتفاق میافتد که شکر از زندگی آدمی دور میشود. شکر معجون ساده ایست برای سر حال آمدن. مثل سوزاندن پر آرزو آدم را توی جنگل های سبز و  سرخ فرود میاورد و وامیدارت به عکس گرفتن... امروز یک عالمه عکس گرفتم توی جنگل. از برگهای زرد و سبز و نارنجی... از شال سرخ خودم. از ماهی قلبم که توی تنگ عشق تو میرقصد و من را یاد همه چیزهایی که دوستشان دارم میاندازد... آدمهایی که دوستشان دارم... دورند و اما توی تنگ عشق تو نزدیکند به قلب ساده ی من... 

 دوم اینکه بعضی وقتها توی هرج و مرج تبلیغ ها و حرف های شوت یکهویی سر و کله ی یک حرف های قشنگی هم پیدا میشود مثل توی مصاحبه های پیرس مورگان*. حرف هایی که بوی صداقت... بوی شجاعت... زندگی... کشف قاره ی سبز بکر... سرزمین آرزو... تلاش شادی بخش برای آزادی... ازبین رفتن تبعیض نژاد... هم آوازی رنگ ها... بازگشتن به نور... و بوی دوستی میدهد در شبی که به یاد دوستی هستی... در شبی ساده و شمع آلود.




http://edition.cnn.com/2011/10/31/showbiz/50-cent-piers-morgan

http://edition.cnn.com/video/#/video/bestoftv/2011/10/31/piers-50-cent-politics.cnn

http://edition.cnn.com/video/?/video/showbiz/2011/11/01/piers-50-cent-bts.cnn&hpt=pm_r1

Ah why I cant find a video of the whole talk